امپراتوریِ تضاد منافع؛ واکاوی فساد مالی سیستماتیک در دولت ترامپ

امپراتوریِ تضاد منافع؛ واکاوی فساد مالی سیستماتیک در دولت ترامپ
تحلیلگران و مقامات هشدار می‌دهند که دولت ترامپ با تبدیل منافع ملی به ابزار ثروت‌اندوزی شخصی، سیستماتیک‌ترین ساختار فساد در تاریخ ایالات متحده را رهبری می‌کند.
کد خبر : ۱۸۳۴۵۰

به گزارش خبرنگار بین‌الملل ایبنا، امروز ایالات متحده با پدیده‌ای روبروست که پیش از این در تاریخ دموکراسی‌های غربی بی‌سابقه بوده است. «استیون رتنر» مدیر دارایی‌های میلیاردی بلومبرگ، با صراحت این کابینه را «فاسدترین دولت تمام دوران‌ها» می‌نامد.

بر این اساس این فساد، نه یک خطای اتفاقی، بلکه یک «مدل کسب‌وکار» است که در آن تمام ارکان دولت برای غنی‌سازی خانواده ترامپ و متحدانشان بسیج شده‌اند و ردپای آن از هتل‌های واشنگتن گرفته تا قرارداد‌های تسلیحاتی در خاورمیانه و در واقع در تمام تصمیمات سیاسی رئیس‌جمهور دیده می‌شود.

۱. فساد سیستماتیک مالی: هتل‌ها به مثابه درگاه‌های باج‌گیری

دولت ترامپ با نادیده گرفتن «بند پاداش‌ها» (Emoluments Clause) در قانون اساسی، عملاً به مقامات خارجی اجازه می‌دهد تا با پرداخت مبالغ گزاف در املاک شخصی رئیس‌جمهور، نفوذ سیاسی خریداری کنند.

طبق گزارش‌های تحلیلی نهاد CREW، درآمد جانبی ترامپ از منابع خارجی و داخلی از آغاز حضور او در کاخ سفید به رقم خیره‌کننده بیش از ۱.۹ میلیارد دلار رسیده است.

هم‌اکنون مالیات‌دهندگان آمریکایی مبالغی بالغ بر ۱.۲ میلیون دلار به شرکت‌های ترامپ بابت اقامت نیرو‌های سرویس مخفی در املاک شخصی او (مانند Bedminster و Mar-a-Lago) پرداخت می‌کنند. نرخ‌های شارژ شده توسط سازمان ترامپ برای اتاق‌های معمولی، گاه تا ۵ برابر نرخ مصوب دولتی است.

«والتر شائوب» مدیر پیشین دفتر اخلاق دولتی، تأکید می‌کند: «این دولت دیگر یک نهاد خدمت‌رسان نیست؛ بلکه یک قیف بزرگ است که ثروت عمومی را به حساب‌های شخصی خانواده ترامپ هدایت می‌کند.»

۲. کارتل خانوادگی: کوشنر، ایوانکا و پسران ترامپ

در این میان خانواده ترامپ نقش مهمی ایفا می‌کنند. آنها برخلاف انتظاری که مردم از سیاستمداران دارند و به جای فاصله گرفتن از کسب‌وکار، از جایگاه دیپلماتیک خود به عنوان بازاریاب‌های بین‌المللی استفاده می‌کنند.

یکی از این افراد «جرد کوشنر» داماد ترامپ است. وی در حالی که همچنان بر سیاست‌های خاورمیانه‌ای تأثیرگذار است، صندوق سرمایه‌گذاری خود را با ۲ میلیارد دلار پول نقد از سوی «محمد بن سلمان» اداره می‌کند. معامله‌ای که «الیزابت وارن» سناتور آمریکایی آن را «فساد در روز روشن» می‌نامد و معتقد است این پول، پاداشِ حمایت‌های سیاسی دولت از ریاض در بحران‌هایی نظیر قتل جمال خاشقچی است.

همچنین در حالی که جنگ تجاری با چین ادامه دارد، «ایوانکا ترامپ» دختر ترامپ با استفاده از نفوذ پدرش، تاییدیه ۴۱ علامت تجاری جدید را از پکن دریافت کرده است. این امتیازات در بازه‌های زمانی حساسی صادر می‌شوند که دولت ترامپ در حال تصمیم‌گیری درباره تعرفه‌های گمرکی چین است. در همین رابطه «ریچارد پینتر» وکیل ارشد اخلاق در دولت بوش، می‌گوید: «ما شاهد یک “خویشاوندسالاری” کامل هستیم که در آن سیاست خارجی آمریکا به نفع حساب بانکی داماد و دختر رئیس‌جمهور تغییر مسیر می‌دهد.»

به همین شکل «دونالد ترامپ جونیور» و «اریک ترامپ» پسران رئیس جمهور آمریکا به عنوان مدیران اجرایی «سازمان ترامپ»، نقش محوری در تبدیل کاخ سفید به یک ماشین درآمدزایی ایفا می‌کنند. آنها با استفاده از شبکه‌های نفوذ سیاسی پدرشان، فعالیت‌های تجاری شرکت را در سطح بین‌المللی گسترش می‌دهند.

اسناد نشان می‌دهند که پسران ترامپ در سفر‌های رسمی دولتی (که با هزینه مالیات‌دهندگان آمریکایی انجام می‌شود)، همزمان برای مذاکرات تجاری خصوصی و باز کردن در‌های جدید برای پروژه‌های املاک خود در کشور‌هایی نظیر اندونزی، هند و امارات متحده عربی برنامه‌ریزی می‌کنند. این تداخلِ سفر‌های دیپلماتیک با اهداف تجاری، عملاً استاندارد‌های اخلاقی را از بین برده است، چرا که شرکای تجاری خارجیِ آنها، به خوبی می‌دانند که عقد قرارداد با پسران رئیس‌جمهور، کوتاه‌ترین راه برای جلب رضایتِ کاخ سفید در مسائل سیاسی است.

علاوه بر این، مدیریت داخلی «سازمان ترامپ» تحت هدایت آنها به گونه‌ای است که اموال دولتی به طور سیستماتیک به سمت سودآوری شخصی منحرف می‌شود. آنها با بهره‌گیری از جایگاه «فرزندان رئیس‌جمهور»، هزینه‌های اقامت هیئت‌های همراه، سرویس مخفی و مقامات دولتی در املاک سازمان ترامپ را به طور مصنوعی افزایش می‌دهند. تحلیلگران معتقدند که این اقدام نه تنها یک تضاد منافع آشکار است، بلکه به منزله «غارت بودجه عمومی» محسوب می‌شود، زیرا پسران ترامپ از قدرتِ اجراییِ دولت برای تحمیل قرارداد‌های ناعادلانه و گران‌قیمت به سازمان‌های دولتی استفاده می‌کنند.

۳. موج‌سواری بر تنش‌های ژئوپلیتیک برای سود شخصی

در کنار این موارد، دولت ترامپ متهم است که از بحران‌های امنیتی جهان به عنوان «اهرم فشار مالی» استفاده می‌کند، به طوری که دولت وی کمک‌های نظامی و امنیتی به متحدان را به «تحقیقات سیاسی علیه رقبای داخلی» یا «خرید از شرکت‌های خاص» منوط کرده است.

به عنوان مثال فروش اسلحه به ارزش ۱۱۰ میلیارد دلار به عربستان سعودی، علیرغم مخالفت‌های کنگره، به عنوان یکی از بزرگترین پروژه‌های سودآوری برای پیمانکاران وابسته به لابی‌های دولتی ترامپ شناخته می‌شود.

در خصوص همین رویکرد، «رابرت رایش» اقتصاددان برجسته، معتقد است: «دولت ترامپ سیاست خارجی را به یک حراجی تبدیل کرده است؛ هر کس قیمت بالاتری بپردازد، حمایت نظامی و سیاسی آمریکا را دریافت می‌کند.»

۴. آمار‌ها و جایگاه بین‌المللی: سقوط اخلاقی آمریکا

این در حالی است که آمار‌های جهانی نشان‌دهنده فرسایش شدید سلامت اداری در این دوره است. طبق گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل، رتبه ایالات متحده در زمینه شاخص درک فساد (CPI) به پایین‌ترین سطح خود در دهه‌های اخیر سقوط کرده است. آمریکا اکنون در میان کشور‌های پیشرفته، یکی از ناامن‌ترین محیط‌ها از نظر «تضاد منافع» محسوب می‌شود.

مسئله بعدی فرار مالیاتی سیستماتیک توسط ترامپ و اطرافیانش است. گزارش‌های جدید همچنین نشان می‌دهند که رئیس‌جمهور با استفاده از نفوذ خود بر وزارت خزانه‌داری، مانع از انتشار دقیق سوابق مالیاتی‌اش شده است که گمان می‌رود شامل فرار مالیاتی میلیونی باشد.

آنچه که گفته شد می‌تواند پاسخی برای این سوال باشد که چرا برخی، دولت ترامپ را «فاسدترین دولت تاریخ آمریکا» معرفی می‌کنند. وی فساد را از یک پدیده مخفی به یک رویه قانونی و علنی تبدیل کرده است. اگرچه وال‌استریت به دلیل سود‌های کوتاه‌مدت سکوت کرده، اما هزینه‌ای که ساختار دموکراتیک آمریکا برای این «بندبازی اخلاقی» می‌پردازد، ویرانگر است.

همان‌طور که استیون رتنر اشاره می‌کند، پارادوکس بزرگ این است: سرمایه‌گذاران در کشوری پول می‌گذارند که رهبری آن در حال ویران کردنِ همان حاکمیت قانونی است که ضامن بقای سرمایه است. در حقیقت این دولت، نه بر اساس قانون، بلکه بر اساس «معامله» اداره می‌شود و در این بازار، منافع ملی همواره به نفع «سازمان ترامپ» به حراج گذاشته می‌شود.

ارسال‌ نظر